حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

19 ماهگیت مبارک ستاره زندگی ما *دختر نازمون به حرف زدن افتاده*

حسنا جون ،دختر شیرین زبون مامان و بابا ، خیلی خوشحالیم كه داری صحبت میکنی ! هزارماشاله خیلی زرنگی بین کلمات فارسی و انگلیسی هر کدوم که برای تلفظت راحت تره همون رو استفاده میکنی و البته بیشتر انگلیسی صحبت میکنی. از کلمات انگلیسی که تو این سن کم ماشاله میگی : up ، apple ، baby، dady ، pipi ، dirty(deiti) ، eye ، food، book ، candy  عزیزدلمون از کلمات فارسی هم اینارو میگی : پایین ، دد ، نه ، من ، همه نسبت ها (بابایی ، مامانی ، دایی ، عمه ، عمو (عم میگی) ، زندایی (نندایی میگی)). ترم سوم کلاس دو زبانت رو هم با موفقیت گذروندی و مدرکتم گرفتی که مطلبشو جداگانه برات گذاشتیم ، ایشاله ترم های دانشگاه رو با موفقیت سپری کنی. به غیر...
10 آذر 1394

پایان ترم سوم کارگاه دو زبانه کودک ومادر

دختر خوشگلمون ، میبینی چقدر زود میگذره هزار ماشاله ترم سومت که EnglishPlay بود رو هم با موفقیت سپری کردی ، انشاله همیشه تو همه مراحل زندگیت همینطوری موفق باشی. تو این ترم هم خیلی چیزا یاد گرفتی و این ترم با اون دو ترم دیگه چند فرق مهم داشت که یکی این بود که کامل انگلیسی برگزار می شد و دیگه اینکه فعالیت ها بیشتر به صورت بازی بود تا یادگرفتن مهارت.   و اما فعالیت های کلاست: با توپ های مختلف بازی کردی. که مربیت بهت میگفت throw the ball و شما که ماشاله خیلی باهوشی درست انجام دادی تازه اونم دو دستی .   با هر وسیله ای که مربیات میارن و بازی میکنی تو جمع کردنش هم باید کمک کنید که اینجا شما همین کار رو می خواستی ب...
5 آذر 1394

شرکت درنمایشگاه نقاشی

عزیز دل مامان و بابا ، 2 روز به زمان برگزاری نمایشگاه مونده بود که مامان سمیه فراخوانش رو تو تلگرام موسسه دیدش و با اینکه خونه مامانی و بابایی مامان بودیم و اونجا هم وسیله نقاشی نداشتی بعد ازاینکه با بابا حسن صحبت کردم و ایشونم برای شرکت تو نمایشگاه موافق بودن فورا رفتم و وسایل نقاشی رو برات گرفتم و شما اثر هنری زیبایی رو خلق کردی ، ایشاله همیشه موفق باشی نفس مامان و بابا   حسناجون این فراخوان نمایشگاه نقاشیه.   حسنا خانم در حال خلق اثر هنری.   اینم پایان کارت هست که میبینی علاوه بر دستات ، پاهای کوچولوی نازنینتم برای خلق زیباترین اثر هنری به کار بردی.   و حالا زیباترین اثر هنری.&n...
2 آذر 1394

سفر به نور

حسنا جون ، 19 شهریور ماه به شمال خونه خاله آزی رفتیم و خیلی خوش گذشت. شما اول از همه آماده شدی و تو ماشین منتظر مامان و بابا بودی و فکر کنیم تو این فکر بودی که چقدر دلت برای دخترخاله سارا تنگ شده و چه بازی هایی می خواید بکنید.   برای دختر خاله جون یه توپ سوغات بردی و تو ماشین همش مراقبش بودی .   وقتی رسیدیم بعد از کمی استراحت به کنار دریا رفتیم و شما هم که عاشق آب بازی وقتی این همه آب رو دیده بودی خیلی ذوق زده شده بودی ، البته تا قبل از راه افتادنت چند بار شمال اومده بودیم اما اون موقع زیاد متوجه نبودی والان هزار ماشاله حسابی بزرگ شدی.    بدون هیچ ترسی فورا تا به کنار دریا رسیدیم تنهایی رف...
22 آبان 1394

اولین اردوی حسنا جون (پارک آب و آتش)

دختر خوشگلمون ، قند عسل مامان و بابا ، 17 شهریور زمانی که فقط 18 ماه ونیمت بود اولین اردو رو با دوستای موسستون تجربه کردی .  از همه دوستات زودتر رسیدیم و اینجا نشتی تا دوستات و مربیات بیان.قربون ژست نازت بریم .   با اینکه آب بازی رو خیلی دوست داشتی متاسفانه از فواره های آب بازی پارک خوشت نیومد و می ترسیدی و دوست داشتی با مامان بری داخل زمین که اونم هیچ مامانی اجازه نداشت بره داخل زمین و اگر کسی این کار رو میکرد فواره ها رو قطع میکردن ، به هر حال به هر نحوی بود خودت رو خیس کرده بودی که بعدش رفتی و حمام آفتاب گرفتی.   حسنا خانم در حال آفتاب گرفتن.   بعد از آب بازی ، با پاستیل و رنگ انگشت...
18 آبان 1394
1